ح Haniye with a

یک سلام سرد زمستانی به دوستای مهربونم...
من بعد حدود یکی،دو ماه برگشتم.خوب می دونید دیگه،ششمه و امتحان هاوکلی درد سر دیگه.
فقط اومدم چند تا مطلب رو بگم وبرم:



امتحانام تموم شـــــــــــــــــــــــــــــــد


http://narjes313.persiangig.com/image/Jpg/87-12-23(salavat)min.jpg


ولادت حضرت محمد(ص)مبارک باد...





ولادت امام جعفر صادق(ع)مبارک باد...




روز هوای پاک هم گرامی باد!به امید هوای سالم تر...

۱۳۹۲/۱۰/۳۰ | ۳:۵ ب.ظ | حانیه | 

http://www.sedayeashna.ir/_upload/uploads/b.jpg

پرسيدم:ازهلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهي كشيدوگفت:كه ماه محرم است.گفتم: كه چيست محرم؟باناله گفت:ماه عزاي اشرف اولادآدم است!

۱۳۹۲/۰۸/۱۶ | ۶:۳۹ ب.ظ | حانیه | 
ایده ای جدید برای دانش آموزان
البته اگه از اینا پیدا کردید! 

مداد   سبز....



البته به درد محیط زیست هم می خوره...

خبر روز بودا... نظر بذار!!!

۱۳۹۲/۰۷/۱۱ | ۱۱:۱۷ ب.ظ | حانیه | 


فقط یک کلمه: «مدرسه»


وقتی بعد سه ماه این کلمه رو شنیدم یک حالی شدم...

هم خوش حال شدم ،  هم ناراحت...

ناراحت بودم به خاطر اینکه اصلا نفهمیدم چطوری تابستونم گدشت و خوش حال شدم به خاطر این که

دوباره دوستامو می بینم...

ولی...

فقط بعضی از دوستامو می بینم. چون مدرسه ام عوض شده...

ولی خوب اشکالی نداره. چون این اولین باری نیست که داره مدرسم عوض می شه...

خوش حال بودم بودم برای اینکه دوباره می تونم دفتر و کیف و کتاب بگیرم

ناراحت بودم برای این که دیگه معلم مورد علاقه ام رو نمی بینم


.
.
.
.
.
.
خوب بازم یک سال تحصیلی دیگه شروع شد...

سلام مدرسه!!!!

ما اومدیم...



پ.ن : ولی خودمونیما اون دو تا خط هم شبیه شعر شد
!!!

۱۳۹۲/۰۷/۰۴ | ۸:۳۵ ب.ظ | حانیه | 
لباس های محلی شهر ماسوله



عروسک های دستباف ماسوله


خانه های شهر ماسوله





ببخشید که کم عکس گذاشتم...

چون یک نفر این جا داره زیر گوش من غرغر می کنه!!!




۱۳۹۲/۰۶/۲۷ | ۳:۱۶ ب.ظ | حانیه | 



بهار آمد و سر زد به آشیانه ی من

شکوفه کرد غزل های عاشقانه ی من

نسیم آمد و یک شاخه گل به مویم زد

از آب و آینه سر شار شد ترانه ی من

گذشت تلخی شب های سخت و بی خورشید

رسید روشنی دل، چراغ خانه ی من

زلال روشن آواز های او جان داد

به بی قراری احساس کودکانه من

بخوان ترانه قناری که بعد آمدنش

بهار آمد و گل داد یاس خانه ی من
۱۳۹۲/۰۵/۲۲ | ۱۱:۴۲ ق.ظ | حانیه | 



من رقص دختران هندی را بیشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون آنها از روی عشق و

علاقه می رقصند ولی پدر و مادرم از روی عادت نماز می خوانند.


به سه چیز تکیه نکن  ،  غرور، دروغ و عشق.  آدم با غرور می تازد،با
دروغ می بازد و با عشق می میرد ..


و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد... و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛ گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛ سینه ای را به یاد می اورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند...  و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد...! و این, رنج است...

۱۳۹۲/۰۵/۲۰ | ۱۱:۲۷ ق.ظ | حانیه | 

مادر

آه مادر،آیا نمی خواهی استراحت کنی؟

تو مثل زنبور عسل همیشه کار می کنی!

تو فقط ساعت ده شب می خوابی.

صبح خیلی زود از خواب بیدار می شوی.

مثل خروس سحر خیز.

پ.ت - لاکشمی - 8 ساله از هندوستان

ترجمه ی مجید عمیق

منبع:کتاب بیا دوباره بروییم

نام مجموعه:آیش،ُجنگ ادبی کودکان و نوجوانان


۱۳۹۲/۰۵/۱۹ | ۵:۴۵ ب.ظ | حانیه | 

زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با ریش های بلند جلوی در دید.
به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمی توانیم وارد شویم.»
عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائید داخل.»
زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمی شویم.»


۱۳۹۲/۰۵/۱۷ | ۱۲:۳۳ ب.ظ | حانیه | 

یک قرآن پژوه با اشاره به تعبیر قرآن و روایات از عید فطر تأکید کرد: توجه داشته باشیم که تا به روز عید فطر نرسیدیم هنوز نامه ما امضاء نشده است؛ درست است که شب قدر را پشت سر گذاشتیم اما آخرین گذرگاه به نام روز عید فطر وجود دارد و لازم است تا روز و شب آخر ماه مبارک رمضان از این فرصت استفاده کرده و از درگاه خداوند حوائج دنیوی و اخروی خود را بطلبیم.

۱۳۹۲/۰۵/۱۵ | ۱۱:۴۴ ق.ظ | حانیه | 



طراحی شده توسط : بلک تم