<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ح Haniye with a</title>
<link>https://hani80.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 30 Jul 2020 16:47:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>برای مادربزرگم-او که لبخندی زیبا داشت</title>
<link>https://hani80.blogfa.com/post/132</link>
<description>هرگز از دست دادن کسی را در ذهنم نتوانستم تجسم کنم. چرا که حتی فکرش هم باعث غلتیدن اشک ها بر گونه ام شده... هنوز یادم هست روزی که پدر یکی از صمیمی ترین دوستانم که تا به حال ایشان را زیارت نکرده بودم فوت شد و من برای کسی که هرگز ندیده بودمش اشک ریختم. شاید برای دوستم شایدم هر دو... در هر صورت میدانم که غم از دست دادن مسری است.چه آن عزیزترین کس ات باشد و چه موقعیتی باشد که سالها برایش جنگیده باشی و چه آن حیوان خانگی دوست داشتنی ات و حتی آن کتاب بی ارزشی که</description>
<pubDate>Thu, 30 Jul 2020 16:47:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hani80</dc:creator>
<guid>hani80.blogfa.com/post/132</guid>
</item>
<item>
<title>نوشته ی جدید وبلاگ حانیه</title>
<link>https://hani80.blogfa.com/post/131</link>
<description>1399 ... چه سال نا رُندی! و چه سال عجیبی... داشتم به این فکر میکردم که الان که دارم بعد مدتها اینجا مینویسم این نوشته چندمین پست که میذارم؟ نمیدونم.مهمم نیست.مهم این تکاملیه که از 9 سال پیش تا الان دارم میبینم. مهم این 18 سالیه که خوب گذروندم.درست زندگی کردم... خوشحالم حوشحالم تا الان درگیر خاکستریای زندگی نشدم. ولی چه بخوام چه نخوام درگیر آدمای خاکستری زندگی چرا... کنجکاوم کنجکاوم از اینکه قراره چی پیش بیاد.</description>
<pubDate>Wed, 22 Apr 2020 20:09:03 +0330</pubDate>
<dc:creator>hani80</dc:creator>
<guid>hani80.blogfa.com/post/131</guid>
</item>
<item>
<title>....</title>
<link>https://hani80.blogfa.com/post/130</link>
<description>هر از چندگاهی میام اینجا تا غبار کهنگی رو بزنم کنار... هشت ساله دارم این وب رو و دلم نمیاد از دستش بدم.برا همینم که شده سالی یه بار رو پست میذارم. یادم میاد سوم چهارم دبستان بودم که هی به مامانم اصرار میکردم که وب برام درست کنه.هی میومدم بلاگفا و توو اون صفحه ی ساخت وبلاگ جدید همه ی اطلاعات رو وارد میکردم بجز ایمیل. ایمیل نداشتم آخه... واسه ی همین هربار ناامیدانه میرفتم وبلاگای همسن و سالای خودمو نگاه میکردم و...</description>
<pubDate>Thu, 28 Mar 2019 08:49:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hani80</dc:creator>
<guid>hani80.blogfa.com/post/130</guid>
</item>
<item>
<title>....</title>
<link>https://hani80.blogfa.com/post/128</link>
<description>چه گرد و خاکی گرفته اینجا رو...پوف پوف سعی میکند گرد و خاک را بریزد این روزا دیگه کمتر کسی میاد اینورا.یادش بخیر یه روزاییم بود میرفتیم صفحه ی اصلی بلاگفا و هی ریفرش میکردیم و با پستای و وبای جدید بروز شده آشنا میشدیم :) ولی الان پرنده هم پر نمیزنه! نمونش خوده من که دوساله پست نذاشتم عرق شرمش را پاک میکند ولی خب.دلم نمیاد عنوان وبم رو بعده هفت سال تغییر بدم.خیلی بچگونس :/ اصن اسمشو چی بذارم؟ سرش را میخاراند ولش کن اصن.فقط خواستم گرد و خاک اینجارو بتکونم که</description>
<pubDate>Tue, 19 Jun 2018 18:10:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hani80</dc:creator>
<guid>hani80.blogfa.com/post/128</guid>
</item>
<item>
<title>...</title>
<link>https://hani80.blogfa.com/post/126</link>
<description>پشت کاجستان،برف برف،یک دسته کلاغ جاده یعنی غربت باد،آواز،مسافر و کمی میل به خواب شاخ پیچک،و رسیدن،و حیاط من،ودلتنگ،و این شیشه ی خیس می نویسم،و فضا می نویسم،و دو دیوار،و چندین گنجشک یه نفر دلتنگ است. یک نفر می بافد. یک نفر می شمرد. یک نفر می خواند. زندگی یعنی:یک سار پرید. از چه دلتنگی؟ دلخوشی ها کم نیست:مثلا این خورشید، کودک پس فردا، کفتر آن هفته... یک نفر دیشب مُرد. و هنوز،نان گندم حوب است. و هنوز،آب می ریزد پایین،اسب ها می نوشند.</description>
<pubDate>Mon, 26 Sep 2016 17:54:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hani80</dc:creator>
<guid>hani80.blogfa.com/post/126</guid>
</item>
<item>
<title>...</title>
<link>https://hani80.blogfa.com/post/125</link>
<description>زندگی همین روزایی هست که منتظریم زود بگذره... از لحظه هات لذت ببر!</description>
<pubDate>Thu, 16 Jun 2016 14:55:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hani80</dc:creator>
<guid>hani80.blogfa.com/post/125</guid>
</item>
<item>
<title>تَبِتو از لحظه های من نگیر...</title>
<link>https://hani80.blogfa.com/post/124</link>
<description>خودتو پایین میاری پای من، که تو رو پیدا کنم،فقط همین. چیزی جز افتادن از چشمای تو منو از بالا نمیزنه زمین... از خودم خیلی خجالت میکشم وقتی حتی از منم دلت پره وقتی حالتو عوض نمیکنم بودنِ من به چه دردی میخوره؟! &quot;هرچی تو بخوای،محسن یگانه&quot; پ.ن:اولین پست سال۱۳۹۵! خیلی پساپس عیدتون مبارک :)</description>
<pubDate>Fri, 10 Jun 2016 18:57:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hani80</dc:creator>
<guid>hani80.blogfa.com/post/124</guid>
</item>
<item>
<title>موجودی دوست داشتنی به اسم&quot;ک ت ا ب&quot;</title>
<link>https://hani80.blogfa.com/post/123</link>
<description>&quot;به نظرت عجیب نیست؛کتابی که بارها میخوانی تپل تر می شود؟انگار هردفعه که آن را می خوانی،چیزی میان صفحات باقی می ماند؛احساسات،فکرها،صداها...و سالها بعد که دوباره به کتاب نگاه می کنی،می بینی که خودت را در آن کتاب جوان تر حس می کنی و کمی متفاوت؛انگار کتاب تو را مثل گُلی خشک شده حفط کرده است... &quot;طلسم سیاه دل،کورنلیا فونکه&quot; پ.ن:خیلی خوب میشه اگه گاهی اوقات برای دوره کردن خاطرات کهنه مون هم که شده،به کتابای قدیمیمون سر بزنیم.شاید کتابای قدیمیمون دلشون برای ما بی</description>
<pubDate>Sat, 16 Jan 2016 09:26:48 +0330</pubDate>
<dc:creator>hani80</dc:creator>
<guid>hani80.blogfa.com/post/123</guid>
</item>
<item>
<title>...</title>
<link>https://hani80.blogfa.com/post/121</link>
<description>رد پاهات توی برف، چه تماشایی شده... &quot;نرو،محسن یگانه&quot;</description>
<pubDate>Sat, 26 Dec 2015 11:02:21 +0330</pubDate>
<dc:creator>hani80</dc:creator>
<guid>hani80.blogfa.com/post/121</guid>
</item>
<item>
<title>رامیان،شهر زیبای گمشده ی من!</title>
<link>https://hani80.blogfa.com/post/120</link>
<description>دشتی زیبا...گل های بنفشی که بوی دلپذیرشان همراه با نسیم خنکی به مشامت می رسد. دور تا دورت را تپه های بزرگ و کوچک فرا گرفته.کودکی که همراه با خنده ی از ته دل به سمت سنگی می رود تا از آن بالا رفته و ببیند دشت از آن زاویه چه شکلیست؟ علف هایی که سبزی شان بیشتر از هر چیزی تو را مجذوب خودش می کند و همینطور تو را به زندگی امیدوارتر! درختانی که در گوشه و کنار دشت،منظره را کامل تر می کند. چهچه پرندگان مختلف همانند بلبل و قمری از جای جای این دشت وسیع و سرسبز به گوش</description>
<pubDate>Thu, 29 Oct 2015 15:51:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hani80</dc:creator>
<guid>hani80.blogfa.com/post/120</guid>
</item>
</channel>
</rss>
